سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

86

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

خلاف واقع ( يعنى افكار بسيار عاليه در پيش دارند ) و ارهاب [ 1 ] مساكين و لئوم ، چونكه بدين پيرايه جلوه نمىكنند مگر با اضعفاء و مسخرگى به جهت آنكه طبيعت سفله را با اين وصف ملائمت نيست و تكلف بسيار ، زيرا آنكه اوباشان [ 2 ] را چنانچه بايد از لوازم تكبر اطلاعى نيست و حركات بشعه [ 3 ] مستهجنه غيرمنتظمه ، چونكه نومتبكران به خوبى اركان اين صفت را نمىدانند و آواز غليظ منكر و سخن‌گفتن بى جا و جواب ندادن در محل و كلمات مهمله با آه و تأسف و روى گردانيدن از آشنا در وقت مقابله و مواجهه و پشت‌كردن در هنگام مكالمه با هزّ رأس [ 4 ] و نصيحت باتعيس [ 5 ] و شتم [ 6 ] و تبسم مستهزآنه ، حقيقتاً نومتكبر ! بايد به‌همين گونه باشد انصاف بايد داد و همچنين است حال ساير اخلاق اكهوريان اگر تحليل كرده شود . بسيار تعجب است از تو كه باز مىگوئى اكهورى ! اكهورى ؟ هنوز اكهورى را نفهميدى ؟ تو را عادت اين است كه چشم خود را تكذيب مىكنى و عقل و هوش خويش را يك‌طرف نهاده به‌گوش خود ايمان مىآورى . افعال و حركات اين گروه را ملاحظه نمىكنى و مىگوئى كه ايشان مىگويند كه ما روح در كالبدها مىدميم و مرده‌ها را زنده مىكنيم ! بسيار خوب ، گيرم كه شما به غير از گوش ، به چيز ديگر ايمان نمىآوريد . آيا آن آوازى كه از ( لئامتكده ) برخاست ، به‌گوش تو نرسيد ؟ عجيب ! آن آواز به همه گوشها رسيد ، تو چگونه نشنيدى ؟ به‌شرف نفس و علوّ همت مسلمانان سابق سوگند است كه اگر در اين آواز غور نكنى و در مقصد صاحب آواز تأمل ننمائى ، اسم تو را هم مانند ساده بچه در دفتر اكهوريان خواهم نوشت ؟ جهت حركت اكهوريان و مقصد ايشان از اول معلوم بود ، ولى به زبان نمىآوردند ، بلكه به‌جهت اغراء [ 7 ] ساده‌لوحان و اغواى [ 8 ] احمقان ، عكس مقصود را هميشه ذكر مىكردند و از براى اشتباهكارى و پرده‌پوشى مجمعها و محفلها مقاله‌ها القاء مىكردند ، تا آنكه در اين روزها ( ناستوده مرگ خان ) صبر ننموده خيرخواهى را تفسير كرد و به مقصد حقيقى همقطاران خود تصريح نمود و پرده از روى كار

--> [ 1 ] . ترسانيدن [ 2 ] . ناكسان [ 3 ] . ننگين - شرم‌آور [ 4 ] . جنبانيدن سر [ 5 ] . ترشروئى [ 6 ] . دشنام [ 7 ] . به جنگ برانگيختن و بر اغاليدن [ 8 ] . گمراه‌كردن